بُشری = boshra

علمی ‘تربیتی‘ دینی

خطر تماسهای تلفنی و (اسه مس)

بسمه تعالی

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی  خاتم الانبیاء والمرسلین وعلی من تبعه  باحسان الی یوم الدین

دوستان گرامی  آن چه راکه پیش روی شما قرار گرفته  عنوانی تحت نام ((خطرsms   وتماس های تلفنی را جدی بگیریم)) استکه در واقع مختصری از کتاب

(( تماس های تلفنی دختران وپسران جوان راهی به سوی فساداخلاقی )) ) تالیف عصام بن محمد شریف وترجمه محمدگمشادزهی است .  یکی ازخطرهایی که جامعه بزرگ وخانواده ها راتهدید می نمایداستفاده نادرست از تلفن وتوجه نکردن اولیای امور به پسران و دخترانشان که با چه کسانی صحبت می کنند ، می باشد تاجایی که برای تماس های تلفنی کار به زنا وضایع گردیدن عفت گردیده و چه بسا منجر به خود کشی دختران جوان شده است . واز پیامدهای زشت وخطرناک آن نیز دوستی های پنهانی پسران ودختران است که به صورت های مشکوک و خطرناکی با هم دیگر رابطه برقرار می کنند واین امر دختران وپسران جوان را در معرض نابودی ،فساد وانحراف قرار داده است    و اگر جلو این خطر گرفته نشود و بای حل این معضل  تلاش نکنیم  باید جامعه بهای سنگینی بپردازد.

گاهی درمورد دختران خانواده های محترم وشرافتمند چیزهایی می شنویم که از تاسف وحیا پیشانیمان عرق می کنداما خانواده ها اصلا ازدخترانشان بی خبرند.

امروزه مشاهده می شود که افراد فرومایه و پست از نبودن مردان در خانه  سواستفاده می کنند وبه خانه های مردم تلفن می زنند تا شاید زنی باشد که حماقت ویاوه گویی هایشان گوش دهد وآن راضبط نموده وبعدا آن را در بین مردم پخش کنند .

انگیزه ها واسباب  مزاحمت های تلفنی

1 -  شاید یکی از مهم ترین عوامل وانگیزه های مزاحمت های تلفنی قبل از همه چیز جهل به دین ونداشتن دین باشد .  بسیاری از مردم اصول بندگی وعبودیت  را نمی دانند آنها نمی دانند که چه کسی را می پرستند ؟برای چه آفریده شده اند؟ و همین عدم درک مفاهیم دینی باعث شده است که بعضی از مردم نادان چون در زندگی خود دنبال شهوات وهوا های نفسانی بدون هیچ قید و بندی هستند  وبرای اشباع و ارضای آن از هر طریقی استفاده می کنند واگر کسی ایشان را تذکر دهد وی را متعصب و متشدد می خوانند .آری دوری از خدا باعث شده که بسیاری ازمردم حدومرز وقانون زندگی که منبع وماخذ آن قرآن است به فراموشی  بسپارند واز مرزهای الهی فراتر روند.

2-تربیت نادرست   :  بسیاری از اولیا ء   و مربیان برای تربیت کودکان خود به روش های علمی و تربیتی نیاز دارند هرکس به هرشیوه ای تربیت شود همان

طور بار می آید . پدران و مادران  باید در تربیت فرزندان خود از هیچ کوششی دریغ نورزندو آن ها را با تربیت  صحیح و اسلامی تربیت دهند و اخلاق  فاضل پیامبر  (ص) رابه فرزندان خود بیاموزند و رسول الله  را در زندگی خود و فرزندانشان الگو قرار دهند تادر آینده جوانانی مخلص ، با ایمان ومتعهد  شوند وتاتربیت به اعلاء  مراتب  خود نرسد نمی توانیم در انتظار نسل نیکو و عالی  باشیم. اصلا چگونه منتظر چنین نسلی باشیم در حالیکه در جامعه  دختران بربی حجابی و اختلاط باپسران  و ترک نماز  رشد نموده و بزرگ شده اند و چگونه  منتظر نسل نیکو و بلند مرتبه   باشیم    در صورتی که  پسران  به  لهو و فساد مشغولند و هیچ اهمیتی برای دین قایل نیستند و هم و غمشان  ارضای غرایز جنسی از  هر طریقی  است. یکی از این  مصیب ها که بر اثر تربیت نادرست در بعضی از خانه ها راه یافته است این است که دختران و پسران  جوان دارای شماره  تلفن های  مخصوص در اتاق خود هستند و هیچ کس بر آن  ها تسلطی ندارد.  به اضافه این که دختر مذکور در چهار چوب  ایمان تربیت نشده باشد. بنابراین خطر و تراژدی  بزرگ  از این جا آغار  می شود . زیرا همین دختر از طریق تلفن با اشخاصی صحبت می کندکه باعث   رسوایی خود و خانواده اش می گردد ودر آخر این موضوع  نمونه هایی را از این  دختران گرفتار  ذکر می کنیم  شاید  سبب هدایت  و دست کشیدن دختران دیگری از این مفسده باشد.

3-یکی دیگر از مظاهر  مهم  تربیت  نادرست که باعث   انحراف فرزندان می شوند درگیری  واختلاف  پدر و مادر است  بنابراین فرزند(( پسریادختر)))

تلاش می کند تاازاین خفقان بگریزدودوستانی بیابدکه اوقات خودراباآنهابگذراندوآن دوستان بدورفیقان ناباب کم کم وی را به انحراف می کشاندو پدر و مادر هم به خا طر همین جهنمی که در منزل درست کر ده انر متوجه فرزندان خود نمی شوند.

4-در راهنمایی جامعه به سوی صلاح یا فساد نمی توان نقش وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو تلویوزیون ومجلات رانادیده گرفت به راستی وسایل ارتباط جمعی

دنیا را به دهکده ای تبدیل نموده اند که از خوب وبد از مطلوب ونا مطلوب آن  در اسرع وقت می توان آگاه شده ونقش مؤثری در به فساد کشیدن و منحرف کردن درختران وپسران جهان دارند 0 فیلم های عاشقانه وسریال های تلویزیونی وبه ویژه رقص های وترانه ها ،دل های جوانان متزلزل وطوری آن ها را پریشان نموده است که در هر جا سخن از عشق ومحبت میزنند و در جست وجوی آن میباشند 0یکی از خواهران که توبه کرده میگوید احساسات طبیعی وجنسی که من آن را احساس می نمودم و اضافه بر آن آهنگ ها و فیلم های عاشقانه وسریال ها،همه ی این ها باعث شد تا من احساسات

طبیعی جنسی خود را طی تماس تلفنی با هر جوانی که بخواهم ،اشباح کنم خصوصآ اگر جوانی برای تماس تلفنی با من اسرار ورزید .

روزنامه ها ومجلات و برنامه های راد یو یی که به تحلیل وتجزیه ی داستان ها ی عاشقانه دختران و پسران جوان می پردازند .بزرگ ترین نقش را در این راستا بازی می کنند و هماناووسایل ارتباط جمعی بدانند که در عصر حاضر بیش از هر زمانی وظیفه ی بسیار مهمی دارند ووظیفه یآن ها از طب و اموزش مهم تر

زیرا اشتبا در تعلم و آموزش ممکن است باعث شود که بعضی از بیماران را در معرض مرگ قرار دهد اما اشتباه رسانه ها ووسایل ارتباط جمعی ضرری بی شمار به جا می گذارد که جبران آن بسیار مشکل و رهایی از چنگال آن دشوار است که علاوه بر ضرر های معنوی وفکری ،ضررهای مادی نیز دارد .

5-یکی دیگر از چیزهای که که به صورت خاصی دختران را بر شکستن شیشیه های شرم وحیا وگفت وگو با مردان نامحرم آغاز می کند برنامه های رادیویی

است .دراین برنامه هاکه اکثر مطالب آن پیش پا افتاده و بیهوده .عبث هستند.

دختران با مجری ویا مهمان برنامه گفت وگو می کنند وبراثر همین مکالمات کار به جایی می کشد که دیگر دختر از گفت وگو با هیچ شخصی در هر موضوعی دوری نمی جوید وشکار راحتی برای افراد موجود می با شود وطوری عادت می کند که خودش بدون این که مشکلی احساس کند باب سخن را با هر کسی باز می گشاید .ودر

اکثر تماس ها ی تلفنی ودوست های پنهانی دختران ،مادران شا ن دانسته اما آن را پوشش داده اند ونه آنها را نصیحت می کنند ونه با برادر ووپدر دختر در میان می گذارند.

6-دوستان ورفقای ناباب چه دختر وپسر کسانی هستند که می خواهند دوستان خود را به هلاکت و تباهی بکشند می خواهند آن ها را بد بخت و دردریای گناهان

ومنکرات غرق نمایند .چه بسا دختران جوان یا زنی تصمیم گرفته که در راه خدا ومسیر هدایت خرکت کند اما نتواسته از چنگال دوستان بدی که وی را به سوی انحراف کشیده اند نجات پیدا کند وچه بسا جوانانی که قصد توبه داشته واز نا فرمانی خدا پشیمان شده اند اما دوستان ناباب نگذاشته اند تالحظه ای آن ها برای آن چیزی بیندیشندکه با عث سعادت دنیا و آخرت آن ها باشد .پس پدران و مادران  مواظب باشید که فرزندان شما با اشخاصی که نماز نمی خوانند ،با کسانی که دشنام می دهند یا دین را مورد تمسخر قرار می دهند یا به لهو و لعب مشغولند رفیق وشفیق وهمراه نشوند .

مبادا دخترانتان با زن ودختری همراه شوند که نماز نمی خوانند وبیحجاب ودنبال مد روز است وبدون ترس از خدای قهار عورت خویش رانمایان می کند

ویا در زندگی کار خواندن مجلات مبتذل وگوش دادن به آهنگ و ترانه ها ندارد.

7-تاخیر در ازدواج :زنان در هر کجا عریان یا نیمه عریان محرک شهوت وغریزه جنسی می باشند و آتش شهوت در یک سو از جوانان چه پسر وچه دختر مشتعل است وتاخیر در ازدواج مشکل را دو چندان می نماید ،همه یاین امور باعث فشار روحی و روانی بسیار از دختران جوان گردیده وآنها را به انحراف وارضای غرایز ازراه های نامشروع کشانده است تلفن در این میان نقش یک وسیله ی شهوت انگیز را بازی می کند و جوانانی که بر سر راه خودهیچ

منعی نمی بینند واز خدا حیا نمی کنند از آن استفاده ی نامشروع می نمایند یکی از دختران جوان به من گفت  : هر جوان یک نوع بیکاری و فراغت فطری را احساس می کند و همین احساس باعث می شود تا او با دختر یا پسران جوان دیگر رابطه بر قرار کندواین گونه آن فراغ فطری را پر کندواین جای خالی و فارغ فطری را باید با دو چیز پر کرد : * 1 -  شناخت خداوند *2- ازدواج به موقع

8-ازدواج با دوهمسر و معاشرت با یکی : بعضی از شوهران بادوهمسر ازدواج می کنند وبا یکی از آن ها معاشرت می نمایند وبا اوبه مسافرت می روند وآن دیگری را به حال خود رها می نمایند ، نهایتا خود را مضطرب و تنها می بیند  از این  رو برای وقت کشی وپر کردن اوقات فراغت خود و تسکین احساسات جنسی خویش از تلفن استفاده می کنند. مردان در باید در مورد همسران خود از خدا بترسند وعدالت را پیشه کنند .

9-جدا نبودن اتاق خواب پدر ومادر از جوانان :بعضی از پدران ومادران بدون رعایت نمودن حال فرزندان جوانشان در کنار آنها باهم بهرختخواب می می روندوچه بسا فرزندانشان به خواب نمی روند که از یکدیگر لذت می گیرند واین عاملی است که دختران وپسران درفکر پیدا نمو دن دوستهای خیابانی

باشند وبرای متمکن نمودن غریزه ی جنسی خود از تلفن استفاده می کنند . اری زمانیکه اندرزهای قرآنی به فراموشی سپرده شد ومردمان از عبادت خداوند

سرباز زنند ریشه یخانواده ها از هم گسیخته ومردمانبرای اشباع غرایز خود از هر طریقی استفاده می کنند .

بله زمانی که دین حاکمیت خود را از دست داد درون انسان ها منزل وماوا  ومسکن شیطان خواهد شد وشیطان هم در همان آغاز تردشدنش از بارگاه الهی

 قسم یاد کرد که به جز  عباد مخلص همگی رابه گمراهی می کشاند.

10- بی حجابی دختران و رفت وآمد آنها در خیابان ها یکی از عوامل و اسباب مزاحمت های تلفنی است. زیرا بسیاری از زنان ودختران با لبا س های

تنگ و شفاف  که با پو شیدن این نوع لباس باز هم انسان عریان استوبدون رعایت حجاب اسلامی از خانه بیرون می آیند مثل اینکه آمده باشند تا نمایش دهند

وبدن و زیبیی های خود را در معرض  دید هوس پرستان بگذارند واگر چه با زبان مقال ساکتند اما با زبان حال می گویند مشتری می خواهیم . دکتر الکسیس

کارل در کتابش – انسان موجودی ناشناخته – می گوید : در هنگام تحریک جنسی هورمون خاصی به داخل خون ترشح می شود وبه مغز می رسد و حالت تخدیری

ایجاد می کند که باعث می گردد انسان نتواند به طور طبیعی بیندیشد و تصمیم بگیرد .

 

جورج بالوشی در کتابش بنام- انقلاب جنسی – می گوید در سال 1962  تقربیا 46   سال قبل  کندی رییس جمهور وقت آمریکا به صراحت اظهار داشت که آینده آمریکا در خطر است زیرا جوانان  آن در لذت و شهوت غرق شده اند ودر انجام وظایف خود توانا نیستند زیرا از هر هفت جوان ، شش نفر سلامتی

جسمی و روحی  را به سبب  غرق شدن در شهوت از دست داده است.

-          خطر تماس های تلفنی  -

 

بدون شک  تماس های تلفنی خطراتی در پی دارد و شناخت آن قسمتی از راه علاج  آن می باشدو باید مردم رابه این خطر ها آگاه کرد و آن ها را ازاین  خطرات بر حذر داشت ، دختران و پسران جوان ابتدا به خاطر سرگرمی تماس های تلفنی را برقرار می کنند اما اگر آن ها به عواقب خطرناک

آن پی می بردند شاید خیلی زود  به ترک آن  اقدام می نمودند .

                                                               مهم ترین  خطرات تماس های تلفنی عبارتند  :

1-   تحریک احساسات جنسی و شیوع زنا و این مخرب ترین  خطر  است چون که  هتک حرمت و ملوث کردن  ناموس آخرین هدفی است که شیطان ویارانش می خواهند به آن برسند و اگر نتوانند مستقیما به آن برسند  اول سعی می کنند  آتش  شهوت را در جامعه  مشتعل کنند که به سبب آن دختران وپسران  جوان پریشان  ومضطرب  شوند واین خطر با نرمی و زیبا کلامی زنان شروع می شود . زیرا موقعی که پسر و دختر  جوانی روی تلفن  با هم صحبت می کننددر واقع با هم نوعی خلوت کرده اند پس روی تلفن وعده دیدار قرار می گذارند که همدیگر را ببینند و بعدا مرحله خلوت نمودن را قرار می گذارند و عمل نا مشروع زنا رخ  خواهد داد.

یا ها تکا حرم ارجال و تابعا              طرق الفساد فانت غیر مکرم

                                  من یزن فی قوم بالفی درهم               فی اهله یزنی بربع الدرهم

                                  ان الزنا دین ازا استقرخته              کان الوفاء فی اهل بیتک فاعلم

معنی :  ای کسی که حرمت مردم را می شکنی و راه های فساد را در پیش گرفته ای بدان که تو شرافتمند نیستی

         هر کسی در قومی  با دو هزار درهم زنا کند  در خانواده اش  با یک چهارم  درهم زنا خواهد شد.

         زنا قرضی  است که هر وقت آن را گرفتی   حتما بدان که خانواده ات  این قرض را پس خواهند داد.

آیا به این  راضی  هستی ؟  راضی نمی شود مگر پست فطرتان و نا انسانان

2-   شیوع ازدواج های غیر شرعی  :   این  سفر کوتاه که بایک کلمه  مکالمه ساده شروع  می شود.  بعداز مکالمه ملاقات ودیدار وبعد از آن عشق ودوستی  ، پس از آن خلوت وزنا که موجب از بین رفتن عفت می شود و نهایتا آن دو مجبور می شوند که  ازدواج غیر شرعی  را ترتبیب  دهند یعنی

ازدواج دختر بدون اجازه ولی  ،  که این ازدواج باطل است.

یکی از علمای الازهر می گوید: آن چه که بعضی  از جوانان انجام می دهند  و مخفیانه با دختری بدون حضور ولی آن  عقد نکاح می بندند این از نظر  شرع باطل و حرام است  واز این عقد هیچ  حقی بر هیچکدام از زوجین ایجاد نمی شودودر واقع این عقد پرده ای است که بر کار حرام و معصیت زنا کشیده می شود و قربانی این ماجرا دختر بی چاره است  که پاکدامنی خودرا از دست داده  و نمی تواند به جامعه برگردد.

مادری داستان دخترش را چنین تعریف می کند : دخترم را دیدم که به شدت بی حال است  فورا اورا به بیمارستان منتقل کردم  دخترم با وجود این که پانزده سال سن  داشت ودر کلاس سوم راهنمایی تحصیل می کرد  سقط جنین کرد. بعدا مطلع شدم با دانشجویی به صورت موقت ازدواج  نموده است  به بهانه این که اگر دانشجو به خواستگاری او بیاید رد خواهد شد .

یکی ازخواهران که توبه کرده است می گوید: می خواهم ماجرای  خودم را بگویم  تا تمام  دختران را ازخطراین جنایت آگاه نمایم. جوانی مرا با اظهار محبت فریب داد ومرا قانع کرد تابه صورت غیر رسمی  و غیر شرعی ازدواج کنم پس از آن که  از او وعده گرفتم که با من آمیزش جنسی نداشته باشدبه ازدواج 

با او موافقت کردم کم کم کار به جایی کشید  که من عفت و همه چیز خود را از دست دادم. از همان روز آن جوان مرا رها کرد وازپیش  من گریخت .

3     -   یکی دیگر از خطرهای تماس تلفنی ابا  ورزیدن  از ازدواج  است  چون دختر منتظر است با فردی  که از طریق تماس  تلفنی آشنا شده وبا او مرتبط است به خواستگاریش بیاید و او هم هرگز نخواهد آمد ، چون آن فرد  در فکر زندگی خود می باشد  و تماس با این دختر را نوعی سر گرمی می داندودختر به امید همان فرد به خواستگار هایش  جواب منفی  داده ، تن به ازدواج نمی دهد  تا بالاخره هیچ کس به خواستگاری او نمی آید و او هم چنان در خانه پدر ازدواجنکرده باقی می ماند یا این که فرد نامناسبی را  برای همسری  بر می گزیند.

*** دختران آگاه باشید ***

بعضی از دختران  بعد از این که با یکی از افراد فرومایه وپست که به  ناموس و حیثیت  مسلمان ها چشم دوخته است  در طی تماس های تلفنی  و یا به  هرصورت آشنا می شوند فورا تصویر خودرادر در اختیار او گذاشته یادر کنارهم عکس می گیرندبدون این که به عاقبت کار بیندیشند بعد از مدتی معلوم می  شود

که این جوان پست  عکس های دختر را فقط برای  رسوا کردنش  نگه  داشته   است  و در واقع  این دختر  ذلیل آن پسر می شود  زیرا  اگر دختر

در کورد جدایی باوی فکر کند و بخواهد  با او قطع رابطه  نماید فورا او را تهدید می کند  عکس هایت  پیش من است . و اگر این دختر  قصد ازدواج

نماید تا عفت خود را حفظ نماید باز هم این فرومایه او راتهدید می کند که اگر با من قطع رابطه کنی عکس هایت را به مردم نشان خواهم داده بنابراین دختر بیچاره ناچار به روابط زشت خود ادامه می دهد و همواره آشفته خاطراست اما او در ابتدا بادستان خودش خود را در چنین جهنمی انداخته است که اکنون باید جورش رامتحمل شود.وبدتراز این زمانی است که زن شوهرداری چنین کند آنگاه این فرو پست و فرومایه همیشه در کمین وی نشسته وتهدیدش می کند که اگر خواسته باشد با او قطع رابطه کند عکس هارا به شوهرش نشان خواهد داد وزندگی او را تباه خواهد کرد .وممکن است به خاطر نجات از رسوایی آن زن به خواسته های وی تن داده وغافل از این که دیر یا زود رسوایی به سراغش می آید .

حال دختر جوانی که به وسیله عکس هایش اسیر یک مرد پست فطرت شده است چگونه خواهد بود وهنگامی که تهدید شود مکالمات تلفنی وی ضبط شده  که بی پرده از عشق ومحبت حرف می زده است چه حالتی خواهد داشت ؟  بنابراین دختر جوان چاره ای جز این نمی بیند که از این جوان اطاعت کند زیرا می ترسد اگر با او قطع رابطه کند عکس ها ومکالمات تلفنی ضبط شده را به مردم نشان خواهد داد چه بسا دخترانی که نخواسته اند بیشتر از حد عکس ومکالمه پایشان از گلیم بیرون رود ولی نهایتا به خاطر همان عکس و مکالمه تن به بی حیایی و خودفروشی داده اند و کاملا ضایع شده وازبین رفته اند و بعد از این که کار از کار گذشته است خانواده اش با خبر می شوند وبدین صورت خود دختر و خانواده اش رسوا می شوند .

یکی از زنان نویسنده خواهران خود را چنین نصیحت می کند و خطرهای تماس های تلفنی را این طور به آن ها گوشزد می کند :  ای دختر جوان این را بدان که آن پسر جوان به هر صورت مرد است و مثل تو لکه ننگی به صورتش نمی چسبد اما تو باید فردا سرت را میان ریک های صحرا فرو ببری .   ازاین رو دختران باید در وسط جنگل ومیان حیوانات وحشی هم خود را حفظ نمایند دختر ی در انظار مردم شماره تلفن جوانی را که با او دوست شده است یادداشت می کند در واقع این جوان او را حقیر می شمارد اما به نمی گوید و آن جوان به این دختر اعتماد ندارد واز خودش می پرسد چرا این دختر با من آشنا و رفیق شد ؟  او در آینده حتما با پسر دیگری دوست خواهد شد  وحتی اگر تقدیر الهی بر این باشد که این پسر و دختر با هم ازدواج کنند این مرد همواره به رفتار زنش مشکوک خواهد بود و خاطرات اولین دیدار و یا اولین تماس تلفنی را به ذهن می آورد واین مسئله همیشه چون نواری در

حافظه اش  دور می زند !!

متاسفانه بعضی از خانواده هابه دختران خودآزادی کامل داده و برایشان تلفن شخصی  یا خط مستقیمی تهیه می نمایند  اما این دختراز تلفن استفاده نا بجاو نامشروع خواهد کرد که نهایتا به سبب  همین تلفن  لعنتی در چنگال جوانان از خدا بی خبر می افتد که این سگ های پاره کننده ی  عفت  بعد از مدتی

اورا رها می سازند.

-          قربانیان تماس های  تلفنی –

1-   دختری می گوید با جوانی از طریق تلفن آشنا شدم  اوبار اول زنگ زد وگفت: منزل فلانی ؟ با صدایی دلنشین و جذاب گفتم نه  اشتباه گرفته اید.  جوان دو باره زنگ زدوبرای بار سوم وچهارم زنگ زد واز آن موقع راطه من واو شروع شد قرار گذاشتیم و بیش از چند بار یکدیگر را ملاقات کردیم هر بار او اظهار محبت وپاکدامنی می کرد ووانمود می کرد که دوری مرا برای یک لحظه نمی تواند تحمل کند عکس هایم را از من گرفت وبا هم در کنار یک دیگر عکس گرفتیم .بعد از گذشت چهار سال آن گرگ درنده مرا دعوت به عمل منافی عفت کرد و گفت چه فرق می کند این کار را آلان انجام دهیم یا بعداز ازدواج؟

اینجا بود ایمان دروجودم تحریک شد وبه خود آمدم .(دین ،خانواده ،آتش جهنم ،مردم ،بکارت،،عیب وعار وغیره همه ی این هارا یک لحظه جلو چشمانم مجسم کردم )بنا بر این با قاطعیت گفتم :خیر قبل از ازدواج چنین چیزی ممکن نیست.

 

آن مرد پست ووحشی گفت :اگر خواسته ام را قبول نکنی وبه آنچه میگویم تن ندهی ،رسوایت می کنم ودلیل هم دارم عکس هایت پیش من است وتمام تماس های تلفنی تو را ضبط کرده اموپیش خود نگه داشته ام .

آری آن دختر بیچاره براثر نادانی ویک تماس تلفنی خود رادر جهنمی انداخت و براستی اواز این دوستی چه نتیجه ای گرفت؟چه سودی عاید او شد ؟تنها چیزی که عاید اوگردید ،رسوایی وخواری بود.

2-این خانم در حالیکه دست وپایش را لخت کرده وبه نمایش گذاشته بود وبا ناز وکرشمه دربازار میرفت با مردی بر خورد نمود گویا با زبان حال

می گفت .-آماده دوستی ام بفرما !!آن مرداجنبی بانگاه های خود این خانم راتعقیب کرد وبالاخره شماره تلفن خودرا به او داد واونیز بامرد تماس گرفت ونشانی منزل واسم خود راتحویل اونمود وبه اوگفت :مراچطورشناختی ؟مرد بااولین نگاه محبت آمیزتومجذوب وشیفته شدم .زن گفت:کی مرا دیدی ؟

مردگفت هنگامی که تو با چهره ی عریانت دنبال مشتری می گشتی ،ومن هم از عشق وعلاقه تو خواب از سرم پریده بود زن بیچاره او را تصدیق وحرف هایش راباورکرد غافل از این که آن مرد و دوستان اوباش وشروروفاسدش رادر اطراف خود جمع نموده بود وانها به سخنانش گوش داده اند .

بالاخره آن مرد پلید توانست آن زن نادان وبی چاره را فریب دهد و اورادر منجلاب  ذلت و رسوایی و هلاکت غرق نماید.

آری این زن بادستان خودش  ، خودرا هلاک کرده وبا خنجری مسموم و زهر آلود به نام تلفن حیاوعفت و زندگی  ایمانی خودرا از بین برد و می نهایتا

دست  به خودکشی زد .  پس ای خواهر محترم هرگاه نا محرمی را دیدی که با لهجه ای شیرین  و با لبخند با تو  حرف زند بدان که اوهدفی دارد واین چرب زبانی و لبخند مقدمه هدف پلیدش است .

3 – یکی از خواهران که به سوی خداباز گشته و توبه نموده  است چنین می گو ید :  من بیش از حد بی بند وبار بودم تا جایی که همیشه با جوانان همسایه مان

رابطه بر قرار می کردم و به آن ها مهربانی وعاطفه نشان میدارم  من بسیار  فاسد و بی بند و بار بودم همیشه به وسیله تلفن با جوانان تماس می گرفتم و گاهی   

مزاحمشان  می شدم همه مرا می شناختند جوانی می خواست به خواستگاری من بیاید اما وقتی از جوانان محله در مورد من حرف هایی شنیده بود از ازدواج با من منصرف و با خواهر کوچکترم ازدواج کرد .  من نماز نمی خواندم وبه ادای هیچ عبادتی پایبند نبودم .  در یکی از روزها ماشینم خراب شد من در کنار جاده ایستاده بودم  وبرای ماشین هایی که از کنارم رد می شدند دست بلند می کردم تا کمکم کنند هر ماشینی که می آمد جوانان به سرعت پیاده شده و به سوی من می آمدند تا از لبخند ونگاه به بدن نیمه عریان من لذت ببرند و بعد از چند لحظه توقف سوار می شدند ومی رفتند در این میان ماشینی ایستاد و جوانی عادی که ظاهرا متدین به نظر نمی رسید پایین آمد و بدون این که به طرف من نگاهی بکند فورا مشغول درست کردن ماشینم شد .  تعجب کردم چگونه این جوان اصلا به طرف من نگاهی نمی کند  ،  آیا مرا نمی پسندد ؟  زیباییم توجه وی را جلب ننمود ؟  راستی چرا این جوان مانند سایر جوان ها با من سخن  نمی گوید  جلو رفتم ولبخندی زدم و با نرمی چیزی گفتم  اما اوجوابم را نداد و چون کارش را تمام کرد وماشینم را درست کرد رو به من کرد وگفت  :  خدا تو را بپوشاند وبدن خود را بپوش  وحجاب را رعایت کن .  این را گفت و رفت ومن همچنان حیرت زده ماندم و به طرف او نگاه می کردم و از خود پرسیدم راستی چه چیزی باعث شده که جوانی در ابتدای جوانی شیفته من نشد و به من نگاه نکرد و مرا نصیحت کرد که حجاب را رعایت کنم هم چنان در تعجب و حیرت بودم تا به خانه رسیدم اتفاقا آن روز هیچ کس در خانه نبود و چون داخل خانه شدم شوهر خواهرم که از ازدواج با من منصرف شد به منزل ما آمد و شروع به صحبت کرد تا جایی می خواست با من عمل منافی عفت انجام دهد من در این جا به فکر افتادم و چنان رقت وانعطافی بر ووجودم طاری شد که قبلا هرگز آن را تجربه نکرده بودم شروع به گریه کردن نمودم و خودم را از این گرگ درنده نجات دادم .  نمی دانستم چه کار کنم ؟  نمی دانستم پایان راهی که من در پیش گرفته بودم به کجا می رسد ؟  دنبال چیزی می گشتم که وجودم را از این غم واندوه سنگین راحت کند فیلم ها  ،  ترانه ها ،  آهنگ ها  وداستان ها نتوانستند مشکل مرا حل کنند چندین هفته در بستر بیماری افتادم و بعدا با بعضی از دختران متدین آشنا شدم و یکی از آن ها مرا سفارش کرد تا نماز بخوانم .  برای اولین بار برای نماز آماده شدم و نماز را به جا آوردم  بعد از خواندن نماز چنان آرامشی به من دست داد که هر گز آن را تجربه نکرده بودم  وبعد از آن به خواندن نماز پایبند شدم ،  در جلسات درس های دینی شرکت کردم و کتب دینی را مطالعه نمودم  و به رعایت  حجاب اسلامی ملتزم وپایبند شدم  وبرای همیشه با دنیای تاریک و گمراهی وانحراف  خداحافظی کردم  و اکنون به توفیق خدا درس هایی در مورد توبه و بازگشت  به سوی خدا به دیگران آموزش می دهم .

4 – یکی از زنان که قربانی تلفن شده است می گوید :  یک مزاحم تلفنی هربار زنگ می زد  ومن تلفن را قطع می نمودم  وبعد از اصرار زیاد به او جواب دادم و شوهرم بیشتر سر کارش بود گاهی شب ها را در محل کارش می گذراند با توجه به این که من تنها بودم و مزاحم نیز زنگ می زد بالاخره من نیز

به او جواب داده وتماس تلفنی او باعث آشنایی ما گردید سپس از من خواست تا در بیرون هم دیگر را ببینیم به او گفتم  :  از خانه نمی توانم بیرون بروم  نهایتا با هم توافق کردیم شب هایی را که شوهرم در خانه نیست او به خانه ی ما بیاید  بالاخره رفت  و آمد شبانه شروع شد بعد از مدتی همسایه ها او را دیدند و پدر شوهرم را خبر کردند  پدر شوهرم نیز شوهرم را نیز خبر کرده بود  ابتدا شوهرم قبول نکرده بود تا این که ماموری از اداره ی پلیس را گماشته بودند تا خانه را کنترل کند و هنگامی که آن مرد از خانه بیرون رفته بود مامور مخفی پلیس او را دستگیر کرده و بعد از او مرا نیز دستگیر کردند  بالا خره

 سر انجام  کارم به زندان کشید طبیعی است شوهرم مرا طلاق داد ومن هم خانه و خانواده و بچه هایم را از دست دارم و جز پشیمانی و ندامت چیزی عایدم نگردید .  نمی دانم که چه کسی را سر زنش کنم ؟  خودم را ؟   آن مرد مزاحم را؟   تلفن را ؟

این ها نمونه های ساده وناچیزی از واقعیتی هستند که خبر از تراژدی خطرناکی می دهند و اگر پدر ومادر مراقب دختران وپسران خود نباشند وآنها راخوب وبر حسب مفاهیم وارزشهای دینی تربیت نکنند این تراژدی وفا جعه آن ها را در بر خواه گرفت و نهایتا دخترشان راهی جز این که از شرمساری چون شترمرغ سر خود را در ریگ ها فرو ببرند نمی بیند .

اما بیشتر از همه فردی که بوسیله ی تلفن به دنبال ناموس مردم است و مجرم وقابل ملامت وسرزنش است وهر کس به دنبال هتک حرمت مسلمانی با شد خدا وند او را رسوا خوا هد کرد .

پسران جوان در مورد دوست های تلفنی چه فکری می کنند ؟

آیا اغلب جوانان به ازدواج  با دختری که با  او از طریق  تلفن آشنا شده حاضرند ؟ آیا جوانی که با چنین دختری ازدواج می کند  وقتی که بیرون از خانه به سر  می برد  از ناحیه  اهل خود مطمئن است ؟ آیا مشکوک نمی شود که شاید  این زن با  فرد دیگری  ازطریق  تلفن تماس  داشته باشد؟

اغلب جوانان وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند هرگز فکر ازدواج با دختران  و زنان بی بند وبار و منحرف که دین وحیا و آبرو و خانواده برایشان  مهم نیست  به سرشان نمی آید. آیا یک جوان حاضر است با دختری ازدواج کند که فقط بخاطر تسکین شهوت و اشباع  غریزه جنسی  ، خودش را با او سر گرم  می نموده است .

برادر جوانی که توبه کرده است  می گوید : اغلب دخترانی که با پسران دوست می شوند و تماس تلفنی بر قرار می کنند از نوع زنان ولگرد و هرزه وخیابانی  می باشندو اگر این دختران سرپرست داشتند که آن ها را جلو گیری می نمودند هرگز در چنین منجلابی سقوط نمی کردند . جوان بیست و یک ساله دیگری می گوید:  به صراحت می گویم دخترانی که با جوانان دوست می شوند وتماس تلفنی می گیرنداز نظر اخلاقی در مقام  پست وپیش پا افتاده ای

قرار دارند با این که من خودم مدتی دراین راه به سربرده ام ولی آن ها را برای خواهران خودم نمی پسندم  چون این راهی است که فقط زنان پست و فرومایه و بی ارزش آن را اختیار می کنند. این نتیجه گیری بعید به نظر نمی رسد چون زنی که با مرد نامحرم تماس تلفنی دارد و به هر کجا که بخواهد  می رود این زن هرزه ، بی بندوبار، ولگرد وپست و بی ارزش است  نه تنها از نظر اهل دین و صلاح  چنین است بلکه از دیدگاه جوانانی که با این زنان در تماس  هستندهم چون  زنانی بی ارزشندواگرازتعدادی از این  جوان ها پرسیده شودآیا حاضرند باچنین  زن و دخترانی ازدواج کنندهمه یکصداخواهند گفت: ازکجامعلوم بعدازاین که من بااوازدواج کرددم  با کس دیگری آشنا و دوست نشود.

ونیز مطلب دیگری است که بسیاری از دختران  منحرف از آن  غافلند اما دیری نمی گذرد که با چشمان خود آن را مشاهده می کنند این حقیقتی است

که خود جوانان آن را بیان داشته اند وآن این که جوانان به دختری  که با آن  ها دوست است به قصد ازدواج   رابطه  برقرار نمی کنندبلکه  فقط اورابرای سرگرمی و محلی برای اشباع غریزه  خود می دانند واگر جوانی بخواهد با چنین دختری ازدواج کند حتما خانواده پسر دخالت خواهند کرد وپسر خود را از ازدواج با چنین دختری باز می دارند .

یک دختر می گوید :  احساس می کنم که ناخوداگاه همواره از تلفن در این راه استفاده می کردم با این که کاملا یقین  دارم که ارتباط زن با مرد از چنین راهی اشتباه است  وبا جوانی دوست شدم  وبا اورابطه برقرار نمودم  اما خانواده اش از این که من عروس شان شوم مخالفت کردند ونپذیرفتند . اما وقتی دختری می داند که این گونه روابط سر انجام نیکی ندارد ،  چرا در ابتدای امر خود را کنترل نمی کند و دروازه دلش را به روی تند بادهای

 فتنه های خروشان نمی بندد ؟

-          روش استفاده از تلفن و چگونگی برخورد با مزاحمین –

وقتی تلفن مان به صدا در می آمد ودانستیم که تماس گیرنده مزاحم است  باید فورا گوشی تلفن را بگذاریم واز روش گفت و گوی تماس گیرنده مشخص

می شود که مزاحم است یا نه  .  اگر دوباره زنگ زد سیم تلفن را قطع کنیم .  اگر کسی زنگ زد حرف نزنیم تا او خودش حرف زدن را قطع کند و اگر مزاحم بود فورا گوشی را بگذاریم  ،  از ادامه بحث با تماس گیرنده و جر و بحث با او بپرهیزیم  چون اگر زنی با مزاحم زیاد حرف بزند ممکن است با شیرین زبانیهای  مزاحم در دام شیطانی وی گرفتار شود  ،  رعایت کردن  وقت تماس تلفنی طوری که با توجه به حالات و شرایط مردم باید در وقت مناسب زنگ زد مدت گفت و گوی تلفنی باید حساب شده باشد و تا کسی که با تماس کرفته اید از سخنان بیهوده   شما خسته نگردد .

زن و دختری که تلفن را بر می دارند باید با صدای پایین و در عین حال خشن صحبت کنند  چون صدای بلند و دلکش در تلفن خیلی اوقات باعث

می شود که فردی که با آن زن صحبت می کند در مورد او گمان بد کند واین سبب می شود تا در فکر به دام انداختن او برآید وباید زن از احاطه کلام و پرگویی با مرد اجنبی بپرهیزد و حتی با محارم خود نباید بیش از حد گفت و گو کند .  واگر در خانه مرد هست و تلفن زنگ خورد نباید زنان از همه جلو تر برای جواب دادن به آن برخیزند بلکه مردان باید تلفن را جواب دهند .

بعدا گر مزاحم دست بر نداشت به مخابرات اطلاع دهید که شماره شما را تحت کنترل قرار دهد .

خوشا به حال آن خانه ای که زیر نظر سرپرستی عاقل و فهمیده قار دارد.

-          راه حۣل –

1 -  تربیت بر عقیده اسلامی

2-  تربیت طبق اخلاق والا ی اسلا می

3 -  دوست ورفیق صالح ونیکو

4 -  ازدواج کردن

5 -  دوری جستن از حرکات جنسی

6 -  استفاده صحیح از تلفن

7  -  سپری کردن وقت در کارهای مفید

              در آخر پسران ودختران جوان را توصیه می نمایم که تا عمر امانت باقی مانده است و قیامت فرانرسیده به سوی خداوند بزرگ باز گشته و توبه کنند

تا خداوند گناهان شما را ببخشد و هدایتش را نصیب شما کند .

       لازم الذکر است که تمامی داستان ها را از کتاب «  تماس های تلفنی دختران و پسران جوان راهی به سوی فساد اخلاقی » اخراج نموده ام و

اینجانب در قبال آن ها مسئولیتی ندارم .

                              خدایا جوانان مان را که سرمایه ملی ما هستند هدایت فرما

                    خداوندا این اثر مختصر را وسیله ای  برای هدایت دختران و پسران جوان قرار بده و جزو (  باقیات و صالحات ) در نامه عملم

                             مکتوب شود .

 دوستدار تمامی برادران  وخواهران مسلمانم ،  عبدالرحمن رسولیان روستای  زیراندول – فروردین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 9 بعد از ظهر  توسط ربانی  |